که
تا
نظرها
به ۵
تا
نرسه
آپ
نمیکنم
زندگی ، رویایی بیش نیست . ( توکوزان ذنجی )
گرما یا سرما ، این شما هستید که آن را تجربه میکنید . ( کودو ساواکی روشی )
مرد دانا هیچ کاری نمی کند ، ابله خودش را به دار می آویزد . ( دوشین ذنجی )
دیدن تصویر یک کلوچه ، گرسنگی آدم را رفع نمی کند . ( کیوگن ذنجی )
فقط نفرت است که انتخاب می کند . ( کودو ساواکی روشی )
به دنبال آن نباشید که بودا شوید . ( دوگن ذنجی )
هزار چیز ، عاقبت یکی بیش نیست . ( کودو ساواکی روشی )
وابسته به سود و زیان ، ما آزاد نیستیم . ( سوزان ذنجی )
خرد ، ارتباطی با محیط اطراف ندارد . پدیده ها و خالی تفاوتی با هم ندارند .
( تایزن دشی مارو روشی )
اکنون پریشان نباش ، هرگز پریشان نباش . ( کودو ساواکی روشی )
جان آدمی ، فی نفسه بوداست . ( باشو )
به جای استراحت دادن به تن ، دل خود را آسودگی بخشید . ( مومون ذنجی )
به هنگام گرسنگی می خورم و به هنگام خستگی می خوابم . ابلهان به من می خندند و دانایان می فهمند . ( رین زایی ذنجی )
هر روز ، روز خوبی ست . ( کودو ساواکی روشی )
آنقدر بوسيدمش تا خسته شد
خسته از بوسيدن پيوسته شد
خواست لب را با شکايت وا کند
لب نهادم بر لبش تا بسته شد
دوستي شايد عشقست که ميسازدو ميسوزد
و
شايد ترانه ايست که هر دم آوايش در دل جاريست
ليکن هر چه هست زيباست
قابل توجه افراد مجرد: به علت شيوع آنفولانزاي مرغي در ايران، بهتر است اين افراد تا اطلاع ثانوي قاطي مرغها نشوند!
بلوتوث قلبت رو روشن کن می خوام تمام وجودمو برات سند کنم....
ها ها هاویروس داشت الان می میری ....!
پیغام گیر حافظ :
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !
پیغام گیر سعدی:
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم
پیغام گیر فردوسی :
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب
پیغام گیر خیام:
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!
پیغام گیر منوچهری :
از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!
پیغام گیر مولانا :
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم !
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!
پیغام گیر بابا طاهر:
تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت !
پیغام گیر نیما :
چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش
پیغام گیر شاملو :
بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمیت
آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویم
تآنگاه که توانستن سرودی است
پیغام گیر سایه :
ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان
پیغام گیر فروغ :
نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
...سلامی دوباره خواهم داد


